خورشید پشت ابر

 

یک شب بتاب و شهر مرا غرق نور کن

قم را قرین شور و شعور و غرور کن

 

این غار سوت و کور سیاه است مثل گور

چشمان شور شب پره ها را تو کور کن

 

خورشید پشت ابر زنی پشت چادر است

از پشت این سیاهی وحشت ظهور کن

 

با انعکاس خویش در آیینه های چشم

پس کوچه های شب زده را چون بلور کن

 

آن لحظه ای که مشتری و مه قران کنند

از آسمان کوچۀ ما هم عبور کن