60 ضرب المثل انگلیسی دربارۀ پرندگان

Ask a kite for a feather, and she’ll say, she has but just enough to fly with.

از زغن یک پر بخواه، آن وقت او

در جوابت زود می گوید: چه بد!

من فقط آن قدر پر دارم که در

موقع پرواز لازم می شود.

The crow thinks her own bird fairest.

پیش خودش زاغ بر این باور است

جوجۀ او از همه خوشگل تر است.

There came never a large fart forth of a wren’s arsehole.

هیچ وقت از کون زیگی گوز سفتی درنیامد.

(زیگ: پرنده ای بسیار کوچک.)

In vain the net is spread in the sight of the bird.

گستردن دامی جلوی چشم پرنده

یک کار بدون ثمر و پوچ و چرنده. (عبری - یکی از امثال سلیمان است.)

Where the carcass is, the eagles will be gathered together.

هرکجا لاشه ای آن جاست، عقابان جمع اند.

Who meddleth in all things may shoe the gosling.

گر فضولی بکند توی هر کار آقا

ای بسا نعل کند جوجۀ غازی را.

A wild goose never laid a tame egg.

غاز وحشی تخم اهلی تاکنون نگذاشته.

To scare a bird is not the way to catch it.

ترساندن پرنده راه گرفتنش نیست.

You are a man among the geese when the gander is away.

تو بین غازهای ماده مردی

اگر غاز نری حاضر نباشد.

We desire but one feather out of your goose.

یک پر از غاز تو را ما آرزومندیم و بس.

He cannot say Bo to a goose.

نمی تواند او

به غاز گوید بو.

All his geese are swans.

همۀ غازهاش قو هستند. (= شپشش منیژه خانم است.)

Every man thinks his own geese swans.

غازهای خودشان را همه قو می بینند.

Feather by feather the goose is plucked.

یه دونه پر، یه دونه پر

غازه شده بدون پر. (ایتالیایی)

Curses like chickens, though are gadding everywhere, come home to roost.

بدی ها نیز، مثل مرغ ها، هرچند ولگردند

برای خواب سوی لانۀ خود بازمی گردند. (ترکی)

A cock is bold on his own dunghill.

هر خروسی روی تل فضله اش پرجرئت است. (لاتین)

(اصل لاتینش چنین است:

روی تل فضلۀ خود چون جلوس می کند، گردد دلاور هر خروس.

Gallus in sterquilinio suo plurimum potest.)

(روایت اسکاتلندی اش چنین است:

هر خروسی روی تل فضله اش با غروری بیش قوقولی کند.

Every cock craws crousiest on his ain midden head.)

When the hen has laid an egg she cackles.

همین که مرغ تخمی می گذارد

صدای قدقد از خود درمی آرد.

You cackle often, but never lay an egg.

زیادی قدقد از خود درمی آری

ولی حاشا که تخمی هم بذاری.

Where are the crumbs there are the chickens.

هرکجا خرده ریزۀ نان است

جای مرغ و خروس ها آن است.

Better an egg today than a hen tomorrow.

تخم مرغ امروز به ز مرغ فرداست. (ایتالیایی)

He has given the hen for the egg.

مرغ را با تخم مرغی تاخت زد.

A barley-corn is better than a diamond to a cock.

پیش خود یک خروس پندارد

جو به الماس هم شرف دارد.

As the old cock crows, the young ones learn.

خروس پیر هر جوری بخواند

جوان ترها از ایشان یاد گیرند.

The peacock hath fair feathers but foul feet.

بال و پر طاووس لطیف و زیباست

پاهاش ولی زشت ترینِ پاهاست.

A bird in the hand is worth two in the bush.

میزان بهای یک پرنده در دست

همچون دو پرنده در علفزاران است. (یونانی)

The bird that can sing and will not sing, must be made to sing.

وقتی که پرنده ای توانست و نخواند

باید که به وی چهچهه را آموزاند.

One swallow does not make a summer.

با یک پرستو فصل تابستان نخواهد شد. (یونانی)

It is an ill bird that fouls its own nest.

پرنده ای که آشیان خویش را

به گند می کشد پرندۀ بدی است.

A leg of a lark is better than the body of a kite.

یک پای چکاوک به سراپای زغن می ارزد.

A nightingale cannot sing in a cage.

بلبل نمی تواند

توی قفس بخواند.

Every bird must hatch her own egg.

هر پرنده تخم خود را جوجه ای باید کند.

Every bird likes its own nest best.

هر پرنده آشیان خویشتن را

دوست تر دارد ز دیگر آشیان ها. (فرانسوی)

To give a lark to catch a kite.

چکاوک دادن و زاغی گرفتن.

A bird may be known by its song.

مرغکی را می توان از روی آوازش شناخت.

He that fears every bush must never go a-birding.

ز هر بوته گر می هراسد طرف

شکار پرنده نه کار وی است.

(ریشه اش به این ضرب المثل لاتین می رسد:

نباید قدم توی جنگل نهد

هر آن کس که با دیدن بوته ای

هراسان و لرزان ز جا می جهد.

Non venit ad silvam qui cuncta rubeta veretur.)

One chick keeps a hen busy.

جوجه ای یک مرغ را مشغول می دارد.

Old birds are hard to pluck.

کندن پرهای مرغی پیر خیلی مشکل است.

Report makes crows blacker than they are.

شایعه رنگ کلاغان را سیه تر می کند.

He that would have eggs must endure the cackling of hens.

تخم مرغ آن کس که می خواهد بباید لاجرم

با صدای قدقد مرغان بسازد بیش و کم.

Do not count your chickens before they are hatched.

جوجه های خویش را نشمار تو

پیش از آن کز تخمشان خارج شوند.

That that comes of a hen will scrape.

آنچه از مرغی به در می آید آن

می خراشد خاک را ناخن کشان. (ایتالیایی)

A crow is never the whiter for washing herself often.

هرچه هم شست و شو کند یک زاغ

رنگ و رویش سفیدتر نشود.

By little and little the bird makes his nest.

مرغکی آشیانۀ خود را

اندک اندک نماید او برپا.

Each bird loves to hear himself sing.

هر پرنده عاشق این است که

نغمه های خویشتن را بشنود.

Hawks will not pick hawks’ eyes out.

یک قوش چشم قوش دگر را نمی کند.

There are no birds in last year’s nest.

در آشیانۀ سال گذشته مرغی نیست.

A carrion kite will never be a good hawk.

عمراً اگر یک زغن لاشخور

قوش پسندیده و خوبی شود.

The early bird catches the worm.

کرم را مرغ سحرخیز بگیرد.

To every bird its nest seems fair.

آشیان هر پرنده

در نگاهش دلپسنده. (فرانسوی)

Crows do not pick out crows' eyes.

یک زاغ چشم زاغ دگر را نمی کند.

Where the carcass is, the ravens will gather.

هرکجا لاشه ای آن جا باشد

اندر آن جمع کلاغان جمع است.

Where the carcass is, there will the vultures be gathered together.

هرکجا لاشه بُود لاشخوران آن جایند.

A feather in hand is better than a bird in the air.

یک عدد پر که توی مشت شماست

بهتر از یک پرنده توی هواست.

Far away fowls have fair feathers.

پر هر مرغکی از دور زیباست.

Fat hens are ill layers.

مرغان چاق تخم گذاران تخمی اند.

One beats the bush and another catcheth the bird.

یک نفر بوته را بکوبد تا

فرد دیگر پرنده را گیرد.

An empty hand is no lure for a hawk.

دست وقتی که کاملاً خالی است

طعمه ای از برای قوشی نیست.

(روایت اسکاتلندی اش چنین است:

هیچ کس با دست خالی قوش نتواند گرفت.

Wi' an empty hand nae man can hawks lure.)

Deal gently with the bird you mean to catch.

چو می خواهی بگیری مرغکی را

تو با او مهربان رفتار بنما.

Go to bed with the lamb and rise with the lark.

با بره به بستر رو و همراه چکاوک برخیز.

Little pigeons can carry great messages.

کبوترهای کوچک می توانند

که پیغام بزرگی را رسانند.

برگرفته از کتاب فرهنگ ضرب المثل های انگلیسی، همراه با گزیده ای از ضرب المثل های اسکاتلندی؛ گردآورنده و مترجم: مهدی احمدی